اسباب کشی
بعد از مراسم تولدم ،مامان شروع کرد به جمع کردن وسایل خونه و اول از همه اتاق من را جمع کرد بعد رفت سراغ بقیه وسایل خانه و همینطور ادامه داد تا اینکه اخرین روزی که در خانه محل تولدم بودیم دیگه هیچی نداشتیم
اینطوری
و خداحافظی من از اتاقم


و من مجبور بودم که با این پارچه ها بازی کنم واقعا بد دردیه بی اسباب بازی بودن!
عکسها هم به خاطر شدت هیجان من و اینکه باطری دوربین خالی بود انقدر کیفیتش پایینه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اسباب کشی
